ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک پایان نامه ارشد قیمت سرور قیمت دوربین مداربسته قیمت مودم قیمت کابل شبکه قیمت گوشی موبایل قیمت لپ تاپ قیمت پرینتر قیمت تبلت قیمت دوربین مداربسته هایک ویژن قیمت دوربین مداربسته داهوا دانلود آهنگ جدید خرید پستی ارزان خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ جدید استخدام همشهری خرید و فروش سگ آپارتمانی
بستن تبلیغات [X]
من و چله و زندگی مشترک

قصه ی کم غصه ی مونس خاتون

من و چله و زندگی مشترک

گوش درد و سرماخوردگی یجورایی رژیم غذایی منو کنترل و چله نشینی منو با شکست مواجه کرد

هرچند ضربات روحی این چند ساله همه توان من در مثبت اندیشی رو گرفته و فقط شب رو صبح میکنم و الخ

بگذریم

دو شب گذشته همه توانم رو گذاشتم تا شبانه خوبی واسه میرزا باشه همه اون نیم ساعت هایی که توی هم گره خورده بودیم بهش خوش گذشت و منم لذت بردم اما ....

دیشب دلم مهمونیمیخواست کلی التماس و دلیل و برهان تا بالاخره رضایت داد بریم خونه عمه اش، نه اینکه بهش بد گذشته باشه نه اینکه اونجا من یا بچه ها به میلش نباشیم نه

وقت خواب صداش کردم بیا بچه ها رو بذار سزجاشون سرما میخورن، اومد شمسی رو که کنار پنجره بود برد و باز دور خیلی دور از من زیر پتو خزید

منم رفتم wc درحالیکه از ناراحتی بغض فرو میخوردم

گفتم با خودم اشکال نداره بذار بچه ها بزرگ بشن بهانه گیری هاشون کم بشه، بذار بنایی تمام شه، باغ به سرانجام برسه ،اوضاع مالی مون کمی روبه راه بشه زندگی مشترک ما هم نفس تازه ای میگیره و منم طعم خوش باهم بودن و زندگی مشترک روخواهم چشید طعم آغوش گرم و بوسه از سر محبت


حالا که خودش نمبخواد با همین حداقل ها شاد باشه و از شادی کودکانه طفلان از زیر فشارهای زندگی رها بشه من نمیتونم مجبورش کنم


اونقده سگرمه هاش تو هم بود که فک کنم متوجه نشد به بچه ها چقده خوش گذشت


مگه معنی واقعی پدر و مادر بودن گذشت و کوتاه اومدن از عقاید نیست؟

[ بازدید : 6 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

[ پنجشنبه 16 دی 1395 ] [ 9:21 ] [ مونس ]

[ ]